دریچه‌ای به سرزمین کهن
روایت شبی که میدان ارگ و کاخ گلستان بمباران شد
→ بازگشت به روایت‌هاجنگ و موزه‌ها

روایت شبی که میدان ارگ و کاخ گلستان بمباران شد

شهیری
راوی
شهیری
نقش
شاهد و کارمند مجموعه
تاریخ روایت
اردیبهشت ۱۴۰۵
مکان
میدان ارگ، کاخ گلستان، تهران

حدود ساعت ۲۱:۱۵ دقیقه یکشنبه دهم اسفند یکی از دوستان بهم زنگ زد و گفت میگن میدان ارگ و کاخ گلستان رو زدن. لحظه‌ای گیج و منگ بودم. وقتی به خودم اومدم با مسئول یگان حفاظت تماس گرفتم و متأسفانه خبر را تأیید کرد. سراسیمه از خانه بیرون زدم و حدود ساعت ۲۱:۴۵ به محوطه رسیدم.

لحظات بسیار سخت و وحشتناکی بود. تمام خیابان‌های اطراف و محوطه میدان ارگ پر از آوار ساختمان‌های بمباران‌شده بود. با هر بدبختی و التماس و خواهشی که بود از گیت مأموران امنیتی رد شدم و وارد کاخ شدم. واقعاً کاش هیچ‌وقت این صحنه‌ها را نمی‌دیدیم.

تا ساعت ۲۲ همه مسئولان، رؤسای ادارات و معاونان و حتی خانم امامی که تنها چند روز از جراحی‌شان گذشته بود و حال خوبی نداشتند، خودشان را به کاخ رساندند.

شش سال با مدیر مجموعه و همکاران شبانه‌روز تلاش کرده بودیم؛ رویدادها، نمایشگاه‌ها، مرمت‌ها و برنامه‌های فرهنگی زیادی اجرا کرده بودیم و گوشه‌به‌گوشه عمارت‌ها و موزه‌های کاخ گلستان برای ما پر از خاطرات تلاش و زحمت بود. اما در یک لحظه بمب‌های دشمنان تاریخ و تمدن و فرهنگ و هنر ایران آسیب‌های جدی وارد کرده بودند.

تخت مرمر زیبا، تالار آینه بی‌نظیر، شمس‌العماره تهران و عمارت بادگیر فوق‌العاده زیبا همه آسیب جدی دیده بودند. صحنه‌ها بسیار غم‌انگیز بود؛ آوار ترکش‌ها و مصالح، دود و خاک بر پیکر نگین ارگ تهران نشسته بود.

اتفاق ناگواری افتاده بود. پس از سوگواری و ناراحتی، تصمیم گرفتیم از همان لحظه زیر صدای موشک‌ها و بمب‌ها دست یاری به هم بدهیم و دوباره شروع کنیم به ساختن. از صبح روز بعد کار را آغاز کردیم.

از دوشنبه ۱۱ اسفند همکاران مجموعه آستین همت بالا زدند و ضمن مستندسازی دقیق از وضعیت آسیب‌دیده کاخ، اقدامات اولیه اضطراری را آغاز کردیم. هرچند احتمال حمله مجدد وجود داشت، اما صدای موشک و بمب و هواپیما و پدافند برایمان عادی شده بود و با عشق به کار ادامه می‌دادیم. بعضی روزها زیر سایه جنگ و حملات تا ۱۰ ساعت کار می‌کردیم.

حضور مدیر مجموعه با وجود شرایط جسمی و عمل جراحی که داشتند و ایستادن در کنار ما، قوت قلبی بزرگ و دلگرم‌کننده بود و ما را به ساختن دوباره امیدوار می‌کرد.

ایران تا ابد و یک روز، همیشه برقرار و استوار و جاودان خواهد ماند.